درنگ نامه

هرگاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار؛ زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدس بیشتری بر خوردارند٬ سپس درباره ی آن با میان سالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند؛ چرا که آنان از تجربه بیشتری برخوردارند. منبع : شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ٢٠/٣٣٧

درنگ نامه

هرگاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار؛ زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدس بیشتری بر خوردارند٬ سپس درباره ی آن با میان سالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند؛ چرا که آنان از تجربه بیشتری برخوردارند. منبع : شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ٢٠/٣٣٧

درنگ نامه

با سلام خدمت شما ، هدف از این وبلاگ ایجاد لحظه ای تامل بر روی مسائل جاری زندگی است پس می توانیم با اندکی درنگ نسبت به مسائل روزمره ، زندگی را این بار با هم و از دریچه ای دیگر بنگریم .

آخرین نظرات
  • ۱۲ اسفند ۹۵، ۱۰:۱۸ - محمد
    سلام

۱۸ مطلب با موضوع «مبانی تربیتی» ثبت شده است

 

 

خانه ی پدری زیباست . . . و زیباست اگر پدر و مادر هردو ، مثل همیشه ، با هم و همسنگر هم ، باشند . . . تا ما فرزندان هم باشیم  . . . تا نورسان خانه هم باشند . . . همه با هم و در کنار هم .........

 

آخ جون ! دیگه وقتشه . ما آخر این هفته میایم . داداش اینام چهارشنبه از تهران میاند . راستی عمو و خانواده ی پر و پیمونشونم اومدند . شما کی بلیط دارین ؟ چی بشه این هفته ، بازم شور شوره کاره و تلاش ، بازی و خنده ، باز شدن حرفهای عقده شده قد تموم سال ............

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۰ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰
ایمان نبی
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۵:۰۵
ایمان نبی

به مناسبت عید نوروز wink

یادش بخیر دبیرستان که می رفتیم ، 22 بهمن که می شد خیلی خوشحال می شدیم. خوشحال از این باب که یکماه دیگه تا عید و فرار کوتاه مدت از مدرسه باقی مونده. در نتیجه تو این یماه نه مشق می نوشتیم و نه درسها رو مرور می کردیم و می گفتیم از بعد عید جدی می خونیم و جبران می کنیم. تقریبا کل کلاس  این موقع از سال افت عجیبی داشت و نمرات تک رقمی بدجور در لیست اساتید می درخشید، خصوصا درس فیزیک و هندسه. به 20 اسفند نرسیده زمزمه های تعطیل کردن و هشدارهای پی در پی ناظم و مدیر مبنی بر باز بودن مدرسه تا 28 اسفند و برخورد جدی با غایبین، سر صف صبحگاه روز به روز قوت می گرفت. معلمان هم با پا پس می زدند و با دست پیش می کشیدند.

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ اسفند ۹۴ ، ۱۵:۱۱
ایمان نبی

انگار توی فضای مجازی ما خونساریا یه چیزایی یه وقتایی لنگ میزنه! صبر.  متانت. حق. تفکر و تعقل. و بعد نوشتن. وبعد رأی صادر کردن. و بعد توجه، نقد، پند و حمایت. گاهی میبینیم نخونده مینویسیم! موضوعات را سرسری میگیریم! افسار گسیخته رفتار می کنیم! انگار ارزشی برای هم قائل نیستیم! جوونا رو مخالف خودمون میبینیم! فضای مجازی را حرام می پنداریم! و خدا را فراموش می کنیم!

ولی شهید اسدالله اورعی (داش عسدلله) هیچگاه اینچنین نبود .

 

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ بهمن ۹۴ ، ۲۳:۴۸
ایمان نبی

امروز با دیدن اطلاعیه ای روی دیوار باز هم غم و اندوه و حسرت از دست دادنش را خوردم ...

غم و حسرتی مشترک میان تمام مردم خوانسار ...

غم و حسرت از دست دادن استادی گرانبها که حالا وجودش را بهتر حس می کنیم ...

استاد بزرگ اخلاق ، معنویت ، تربیت ، علم و عرفان ...

..........

.....

...

سه سال می گذرد و چه زود می گذرد ...


۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آبان ۹۴ ، ۰۱:۱۵
ایمان نبی

سال گذشته چنتا کلیپ از اولین فیلم عزاداری مردم خونسار که تو آبانماه سال 1361 ( محرم 1403 . ق ) توسط آقای حاج محمد شجاعی ضبط شده بود رو روی این وب گذاشتم . فیلمی که برای من جوان و خیلی ها حاوی اطلاعاتی ارزشمند از خوانسار قدیم داشت . مردم شهر ، چهرهای معروف شهر که دیگه نیستند ، جوونهایی که حالا همشون سر دسته ی هیئاتها شدند ، سادی و بی ریایی تو عزاداری ، لباس و پوشش ، چهره ی شهر و خلاصه هزار و یک چیز جالب . در ادامه به مناسبت این روزها چنتا کلیپ دیگه از این فیلم رو براتون میذارم بلکه یکم به خودمون بیایم . البته ناچار شدم حجم فیلمو یکم کم کنم که از کیفیتش استه . به بزرگی خودتون ببخشید .

 دلم تنگ این سادگی و بی ریایی شده ...

البته دلمون تنگ اینجور روحانیای با اخلاصم شهرم شده . دقت کنید می بینید اتاق مطالعه ، زندگی ، و عزاداری همه توی یک اتاق ساده بوده . ذکر یه نکته اینجا خالی از لطف نیست . قدیما مرحوم آیت الله ابن الرضا که توی این فیلم هستند و مرحوم پدرشون توی خونه ی سادشون روضه می گرفتند . مردم شهر خونسار به روضه های این خونه اعتقاد زیادی داشتند و وقتی قند روضه رو برای مریضشون به خونه می بردند ، بیمار سریع خوب می شد . این اعتقاد باعث شد مردم بیشتر به روضه ی خونه ی آیت الله ابن الرضا برند و همین امر بعدها که این شکل عزاداری تو دهه ی سی و چهل به وجود اومد محکمتر شد تا به امروز .

 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۹ مهر ۹۴ ، ۰۰:۱۶
ایمان نبی

 

 

دستشو گرفتم تا از تختش بلند بشه  تا بعد از چند روز ببرمش توی حیاط و یه هوایی بخوره . گفت : حسن کجا بودی ؟!  و من جا خوردم . موندم باید چی جواب این مادر خسته رو بدم ! اصلا چیزی برای بیان شرمندگی خودم دارم که به این مادر تنها و منتظر بگم !

 

 مادر بریم بیرون اینجا گرمه . جام خوبه نمیام . مکثی کردم و گفتم مادر باید بریم تا یه هوایی بهت بخوره . اکراه داشت و من اصرار . بالاخره قبول کرد . مسیر صد متری تا حیاط رو تو پنج دقیقه طی کردیم و احساس می کردم لحظه به لحظه دستم رو محکم تر می گیره و گرمای اطمینان و محبتش رو بیشترد حس می کردم . حیاط رو که دید لبخندی زد و من خوشحال . ناگهان گفت : حسن ، خدا خیرت بده مادر . دیگه جون اومدن نداشتم آخه پاهام خشک شده بود ازبس که روی تخت خوابیدم و منتظرت بودم .

 

۷ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۴ ، ۰۲:۵۰
ایمان نبی

با سلام خدمت همه ی خوساریای عزیز 

وقتی فکرم بکرت در مورد تحریم رو انگاشتمون ، علاوه بر تاسف و ناراحتی با خوم اموات که اصل و فرع یادمون وانشو !

هاما دوی اسفند به انگاشتمون خوساریمون نام گذاری کرتی که قدر این میراث 2500 ساله داربمین ! میراثی که اجدادمون با خین دل دس هاماژون برسنو ! پس یادمون وانشو که انگاشتمون خوساری عیب نی افتخارو .

پس هلا که عده ای غیر اصیل فکر کرنده با تحریم این نام گذاری کار خبیدکرنده و ننده چه اشتباه بزرگی در نابیدی فرهنگ و اصالت این شهر دارنده ادکرنده و همچنین عده ای جی فکرکرنده انگاشتمون خوساری یعنی یگ مراسم جشن و ابی فارغ پس لطفا بیدین خومون رو انگاشتمون بگیرمین . یعنی هممون خوساری بنگارمین . لطفا ....

چه محل ژیر . چه مرکز . چه محل بالا . چه ولد بدین خوساری بنگاردین . چه بلد نبدین .

این برا کیسردون یگ خواهشی از تموم خوساریایی که این متن و درخواسته ورخونده یا مطلع گننده درو .

لطفا اقلژ رو شنبه دوی اسفند با کیسّر و مسّر ، مین بازار و مرّسه ، مین جلسه و سخنرانی ، مین وبلاگ و خوانسارنیوز ، مین وایبر و فیس بوک و... هر یاقا که اشدین یا اتنگاردین یا وانّویسدین لطفا زبون اولدون خوساری بو نه فارسی ........

از بلاگرا جی انتظار زیادی اشّو ....


۱۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۳ ، ۰۰:۱۵
ایمان نبی

 

حسین جان هنوز با نام شهید خواندنت برایم سخت است .  سخت از این رو که باید فکر کنم دیگر نمی توانم چهره ی بشاش و خندانت را ببینم . هر چند میدانم شهدا زنده اند و تا ابد از معشوق خود روزی می خورند . پس ایمان دارم که هستی در لحظه لحظه ی خاطرات پیش روی مردم دیارت خوانسار . مردمی که بار اولشان نیست به تشییع فرشتگان زمینی خود می روند !

۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۳ ، ۰۱:۰۰
ایمان نبی

 

 

 

سلام حاج آقا .

 این جمله ای بود که همیشه آغازگر بهانه ای می شد تا حضور زیبا و روحانیتون رو بیشتر احساس کنم ! 

۱۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ آذر ۹۳ ، ۰۰:۲۷
ایمان نبی