درنگ نامه

هرگاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار؛ زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدس بیشتری بر خوردارند٬ سپس درباره ی آن با میان سالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند؛ چرا که آنان از تجربه بیشتری برخوردارند. منبع : شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ٢٠/٣٣٧

درنگ نامه

هرگاه در کاری که برایت پیش آمده است احتیاج به مشورت پیدا کردی ابتدا آن را با جوانان در میان بگذار؛ زیرا جوانان تیز هوش تر و از سرعت حدس بیشتری بر خوردارند٬ سپس درباره ی آن با میان سالان و پیران رایزنی کن تا عیبش را بیابند و نیکش را برگزینند؛ چرا که آنان از تجربه بیشتری برخوردارند. منبع : شرح نهج البلاغه لابن ابی الحدید ٢٠/٣٣٧

درنگ نامه

با سلام خدمت شما ، هدف از این وبلاگ ایجاد لحظه ای تامل بر روی مسائل جاری زندگی است پس می توانیم با اندکی درنگ نسبت به مسائل روزمره ، زندگی را این بار با هم و از دریچه ای دیگر بنگریم .

آخرین نظرات
  • ۱۲ اسفند ۹۵، ۱۰:۱۸ - محمد
    سلام
  • ۱۱ مهر ۹۵، ۰۰:۱۱ - خانه سلامتی
    سلام

۱۰ مطلب با موضوع «ادبی» ثبت شده است

 

 

خانه ی پدری زیباست . . . و زیباست اگر پدر و مادر هردو ، مثل همیشه ، با هم و همسنگر هم ، باشند . . . تا ما فرزندان هم باشیم  . . . تا نورسان خانه هم باشند . . . همه با هم و در کنار هم .........

 

آخ جون ! دیگه وقتشه . ما آخر این هفته میایم . داداش اینام چهارشنبه از تهران میاند . راستی عمو و خانواده ی پر و پیمونشونم اومدند . شما کی بلیط دارین ؟ چی بشه این هفته ، بازم شور شوره کاره و تلاش ، بازی و خنده ، باز شدن حرفهای عقده شده قد تموم سال ............

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۲۰ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰
ایمان نبی

 

 

کتاب رو ورق میزنم و کنج  یه اتاق کوچیک ولی گرم ، پشت میز همیشگیم سرگرم مطالعم هستم . میزی که منو یاد دوران دبیرستان میندازه با کلی خاطره ی شب امتحانی . سکوت همه جا رو فراگرفته ! صدای تیک تیک آونگ ساعت دیواری شده آهنگ آرامش من که یباره سرمو بالا میارم . شب از نیمه گذشته و من چند ساعته ذهنمو حسابی لابه لای ورقه های کتاب روانشناسی پنهان کرده ام . ذوق می کنم که صد صفحه رو تو دو ساعت خوندم و الان باید یه استراحت کوچیک داشته باشم . بلند میشم و یه تاب کوچیک تو اتاق میزنم . چقدر امشب سکوت قشنگی حکم فرماست ! یه حسی به من میگه برم کنار پنجره ی کوچیک اتاق و ببینیم بیرون چه خبره ؟!

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ دی ۹۳ ، ۱۸:۵۲
ایمان نبی

 

حسین جان هنوز با نام شهید خواندنت برایم سخت است .  سخت از این رو که باید فکر کنم دیگر نمی توانم چهره ی بشاش و خندانت را ببینم . هر چند میدانم شهدا زنده اند و تا ابد از معشوق خود روزی می خورند . پس ایمان دارم که هستی در لحظه لحظه ی خاطرات پیش روی مردم دیارت خوانسار . مردمی که بار اولشان نیست به تشییع فرشتگان زمینی خود می روند !

۱۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ دی ۹۳ ، ۰۱:۰۰
ایمان نبی

                   

            

با  قِلا  مایِه یی    قِلای ِ  نَری                                وَرشِه    ری    درخت   صِنیبری

تا بِه واچَن گِه نَخچَه ژون دِرِرِت                               با هم اِز عشق پر زِشورُ و شَری

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ دی ۹۳ ، ۲۰:۴۸
ایمان نبی

نام حسین زمزمه ی عاشقان

شمع سرا پرده ی   دلدادگان


گریه کن ای چشم چو ابر بهار

ناله کن ای سینه ز غم زار زار


کشته شد او تاکه شود زنده دین

محکم و   یکدست همه  مومنین


هر که در این حلقه کند یکدلی

می برد از لطف خدا    حاصلی


هر که نشد جمع به نام حسین

دور شد از رسم و مرام  حسین


هر که   عزاداری   او بی ریاست

مخلص و با معرفت و با صفاست


وقتی که اِخلاص نَبو مینِ کارا

جَر و  سَرِ  دِسّه   و دسّه  دارا


۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ آبان ۹۳ ، ۱۵:۳۹
ایمان نبی

 

مگر می شود جلال و جبروت این انسان بزرگ، آدم را یاد خدا نیندازد! بی ریاست و مرد عمل ! ساده زیستی را می توان بر پیکره ی مسجد و خانه اش دید ! خانه ای ساده و محقر ! با چند زیلو سفت و سخت ! بدون تجملات ! بدون گیر و دار دنیایی ! هر وقت وارد خانه اش میشوم مات و مبهوت می شوم ! سوالهای زیادی به ذهنم میرسد ! واقعا ایشان با این حالشان در این خانه زندگی می کنند ؟ مگر می شود ؟ چرا ما نمی توانیم ؟

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰۶ شهریور ۹۳ ، ۲۰:۳۶
ایمان نبی

 

 

به مناسبت ششم شهریور سالروز رحلت عالم بزرگ حاج سید محمد تقی خوانساری ( صاحب نماز باران ) 

 

 

 

این روزها من جوان فقط می شنوم و می شنوم و می شنوم !

۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰۵ شهریور ۹۳ ، ۰۱:۴۰
ایمان نبی



              

عکس : سایت خوانسارنیوز                                                                    


مردم شهرستان خوانسار از دیرباز حسرت اتفاقی را داشتند که سالهای سال فقط حرفش را می گفتند و می شیدند !

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ شهریور ۹۳ ، ۰۳:۲۹
ایمان نبی

 

 

 

 

 

 

 در هیاهوی زندگی مدرنیته و ماشینی و در این غوغا بازار اخبار سیاسی اخیر شهر ، در این همهمه بازار آمدن و رفتن ها و

۱۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ مرداد ۹۳ ، ۰۵:۱۱
ایمان نبی

عادت به تکرار مجدد پستهایم ندارم . ولی چون این پست رو دوست داشتم و برایم با ارزشه دوباره منتشرش می کنم .


چند روزی دغدغه اینو داشتم که اولین مطلب رسمی درنگ نامه رو چه چیزی بنویسم . درباره چه موضوعی ؟ با چه بیانی؟

تا اینکه خیلی اتفاقی و عجیب یه شب که تنها مشغول پیاده روی بودم ناخواسته به سر قبر شهیدی کشیده شدم که چند روزی کل زندگیمو تحت تاثیر قرار داد ! حال عجیبی داشتم ! تصمیم گرفتم در مورد ایشون اطلاعاتی جمع آوری کنم و وبلاگم رو با شرح حال این شهید بزرگوار افتتاح کنم . نمی دونم شاید خواست خدا این بوده ولی هرچی هست الان خیلی خوشحالم . توجهتونو به متن زیر جلب می کنم :

به مناسبت بیست و چهارم تیر ماه و ایام شهادت شهید محراب مولی الموحدین علی (ع)

 

پیوند عجیب زندگی یک شهید والامقام خوانساری با روزی از روزهای گرم تابستان

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ تیر ۹۳ ، ۰۹:۱۵
ایمان نبی